قاصدک اسیر باد

برای عاشقی فرصتی دیگر بباید



نویسنده : همایون _ن ; ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۱

یه شعر قشنگ از محمد علی بهمنی

 

با همه بی سر و سامانی ام


باز به دنبال پریشانی ام



طاقت فرسودگی ام هیچ نیست


در پی ویران شدنی آنی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم


آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها


تا تو کمی عشق بنوشانی ام



ماهی برگشته ز دریا شدم


تا که بگیری و بمیرانی ام



خوبترین حادثه میدانمت


خوبترین حادثه میدانی ام؟



حرف بزن! ابر مرا باز کن


دیر زمانی است که بارانی ام



حرف بزن، حرف بزن، سالهاست


تشنه  یک صحبت طولانی ام



ها به کجا میکشی ام خوب من


ها نکشانی به پشیمانی ام




کلمات کلیدی :محمد علی بهمنی