قاصدک اسیر باد

برای عاشقی فرصتی دیگر بباید



نویسنده : همایون _ن ; ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳٠

   

شعر زیبای دیگری از شل سیلور استاین به نام "چیزهایی که نگفتم"

 

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست،

نگفتم  :(عزیزم ، این کار را نکن .)

نگفتم :(برگرد

و یک بار دیگر به من فرصت بده .)

وقتی پرسید دوستش دارم یا نه ،

رویم را برگرداندم.

حالا او رفته ، و من

تمام چیزهایی را که نگفتم ، می شنوم.

نگفتم :( عزیزم متاسفم ،

چون من هم مقّصر بودم.)

نگفتم :(اختلاف ها را کنار بگذاریم ،

چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.)

گفتم :(اگر راهت را انتخاب کرده ای ،

من آن را سد نخواهم کرد.)

حالا او رفته ، و من

تمام چیزهایی را که نگفتم ، می شنوم.

او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم

نگفتم :( اگر تو نباشی

زندگی ام بی معنی خواهد بود.)

فکر می کردم از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد.

اما حالا ، تنها کاری که می کنم

گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم.

نگفتم :(بارانی ات را درآر...

قهوه درست می کنم و با هم حرف می زنیم.)

نگفتم :(جاده بیرون خانه

طولانی و خلوت و بی انتهاست.)

گفتم :(خدانگهدار ، موفق باشی ،

خدا به همراهت .) او رفت

و مرا تنها گذاشت

تا با تمام چیزهایی که نگفتم ، زندگی کنم.

              




کلمات کلیدی :شل سیلور استاین