قاصدک اسیر باد

برای عاشقی فرصتی دیگر بباید



نویسنده : همایون _ن ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٧


مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهاری روشن از امواج دور

در زمستانی غبار آلود و دور

تا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای ز امروزها دیروزها

دیدگانم همچو دالان های تار

گونه هایم همچو مرمرهای سرد 

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود

من تهی خواهم شد از فریاد ودرد     

خاک می خواند مرا هر دم به خویش 

می رسند از ره که در خاکم نهند

آه شاید عاشقان نیمه شب

گل به روی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یک سو می روند

پرده های تیره دنیای من

چشم های ناشناسی می خزند

روی کاغذها و دفترهای من

در اتاق کوچکم پا می نهد

بعد من با یاد من بیگانه ای

در بر آیینه می ماند به جای

تار مویی نقش دستی  شانه ای

 

     فروغ فرخزاد

 




کلمات کلیدی :فروغ فرخزاد و کلمات کلیدی :مرگ من روزی فرا خواهد رسید