قاصدک اسیر باد

برای عاشقی فرصتی دیگر بباید



نویسنده : همایون _ن ; ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٤

مامانی تا 10 بشمار بعد چشماتو باز کن

این را دخترک گفت و نگاهی به عکس بی قاب پدرش که روی طاقچه بود انداخت

ومادر شروع به شمارش کرد

1/2/3/..........10

می تونم باز کنم

آره مامانی

ودخترک کادویی را که در دستانش بود جلوی چشمان مادرش گرفت

روزت مبارک مامان

مال منه

ودخترک با سر تائید کرد

مادر وقتی کادورا باز کرد چشمش به قاب عکسی افتاد که دخترک برایش خریده بود

دخترک را بغل کرد وخیره به عکس بی قاب شوهرش که در روی طاقچه بود شد




کلمات کلیدی :عکس و کلمات کلیدی :دخترک و کلمات کلیدی :قاب