قاصدک اسیر باد

برای عاشقی فرصتی دیگر بباید


 

نویسنده : همایون _ن ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۱

یک روز می آیی که پیر شده ام

 

گرفتار نفرین زمین شده ام

 

در خاکستر عشق های هرجایی

 

مهره ای سوخته از قدیم شده ام

 

این کوچه ها سالهاست که تاریکند

 

من غریب کوچه های بی شکیب شده ام

 

در خروش رجاله های رنگارنگ

 

عاقیت به خنجر دوست شهید شده ام

 

بعد سالها دوباره می آیی

 

لیک من ، گردی از سوار بی رقیب شده ام

 

می نشینی به روی خاک و می بینی

 

نامی میان نامهای نستعلیق شده ام

 

بعد ،تو مدام خواهی گفت

 

آشنای من ببین ،غریب شده ام

 

10 شهریور 1392