قاصدک اسیر باد

برای عاشقی فرصتی دیگر بباید



نویسنده : همایون _ن ; ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۳

بیا و آرامم کن بانو

 

قسم می خورم بهار که بیاید

 

تمام باغ را آئینه بکارم

 

و خورشید را

 

مهمان قدمهایت کنم

 

بیا و آرامم کن بانو

 

در این هیاهو گم شده ام

 

هیاهوی بی تو بودن

 

و غربت مدام دلم

 

در میان آدمیانی که دروغ

 

ذکر هر روزشان

 

و تظاهر

 

بازار گرمیشان است

 

بیا و آرامم کن بانو

 

دیگر لبخند را فراموش کرده ام

 

و شکلها

 

که ترسناکند

 

می ترسانند مرا

 

و باغ

 

که بی تو همیشه زمستان است