قاصدک اسیر باد

برای عاشقی فرصتی دیگر بباید



نویسنده : همایون _ن ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸

 

راه افتادم

تا برسم سر آن قرار

که می دانستم خالی از غبار عبور توست

راه افتادم

تا سر همان کوچه پر از قاصدک

تا سر خیال تمام درختان مجنون تبر زده

راه افتادم

تا چهار راه جنون

تا سه راهی شک

تا دوراهی وهم

تا خیابان یکطرفه عاشقی

من

در این حوالی بی تو

در این تنفس مسموم شهوانی آدمیان

در این بی کسی واژه های غریب

سالهاست تنهایم

من

سر آن پرچین غروب ندیده

کنار کاسه های لاجوردی لب پریده

ودر کنار کبوتری سر بریده

سالهاست که عزادارم

من

دشنام بی صدای زندگیم

وقتی

عشق در مسلخ بستر شهوانی

می میرد