قاصدک اسیر باد

برای عاشقی فرصتی دیگر بباید



نویسنده : همایون _ن ; ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱۸

                                          

بهارآمده است ومن دراین وهم مانده ام وحالا تنها یک باور برایم

 

مانده است.حالاباید دوباره بیاندیشم،به خود ودیگران،به انان که بودند

 

و حالا نیستند،به لحظاتی که بودند وحالا وهمشان برایم مانده است.

 

من دراین خروش آدمیان مانده ام.همانند کودکی در هیاهوی بازار.

 

 

وسایه ها ،مرا می ترسانند.سایه آدمیانی که خیالشان ازخلوت

 

بسترهاشان پراست،بسترهایی که از یک عشق اغاز می شود وبه یک

 

حسرت ختم می شود.باید دوباره بیاندیشم به خود وانان که نیستند...